<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>

<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/">
	<channel>
		<title>انجمن گفتگوی علوم پزشکی</title>
		<link>http://olumpezeshki.ir/forum/</link>
		<description />
		<language>fa</language>
		<lastBuildDate>Mon, 21 May 2012 10:51:26 GMT</lastBuildDate>
		<generator>vBulletin</generator>
		<ttl>60</ttl>
		<image>
			<url>http://olumpezeshki.ir/forum/images/misc/rss.png</url>
			<title>انجمن گفتگوی علوم پزشکی</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/</link>
		</image>
		<item>
			<title>داستان بسیار زیبای راز شتاب</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2383.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 09:34:38 GMT</pubDate>
			<description>*داستان بسیار زیبای راز شتاب 
 
    روزی پسری نزد استاد هنرهای رزمی آمد و به او گفت که یکی از افسران امپراتوری مزاحم او و خانواده اش شده است و هر روز...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">داستان بسیار زیبای راز شتاب<br />
<br />
    روزی پسری نزد استاد هنرهای رزمی آمد و به او گفت که یکی از افسران امپراتوری مزاحم او و خانواده اش شده است و هر روز به نحوی آن ها را اذیت می کند...<br />
    پسر جوان گفت که افسر گارد امپراتور مبارزی بسیار جنگاور است و در سراسر سرزمین امپراتوری کسی سریع تر و پر شتاب تر از او حرکات رزمی را اجرا نمی کند به همین خاطر هیچ کس جرات مبارزه با او را ندارد !<br />
    لقب این افسر &quot;برق آسا&quot; است و آنچنان حرکات رزمی را به سرعت اجرا می کند که حتی قوی ترین رزم آوران هم در مقابل سرعت ضربات او کم می آورند ، من چگونه می توانم از خودم و حریم خانواده ام در مقابل او دفاع کنم؟!<br />
    استاد تبسمی کرد و گفت: او را به مبارزه دعوت کن و در نبردی مردانه او را سرجایش بنشان!<br />
    پسر جوان لبخند تلخی زد و گفت: چه می گوئید؟! او &quot;برق آسا&quot; است و سریع تر از برق ضربات خود را وارد می سازد. من چگونه می توانم به سرعت به او ضربه بزنم؟!<br />
    استاد با همان لحن آرام و مطمئن خود گفت: او را به مبارزه دعوت کن و در نبردی مردانه سر جایش بنشان! برای تمرین ضربه زنی برق آسا هم فردا نزد من بیا تا به تو راه سریع تر جنگیدن را بیاموزم!!!<br />
    فردای آن روز پسر جوان لباس تمرین رزم به تن کرد و مقابل استاد ایستاد.<br />
    استاد از جا برخاست به آهستگی دستانش را بالا برد و با چرخش همزمان بدن و دست و سر و کمر و پاهایش ژست مردی را گرفت که قصد دارد به پسر جوان ضربه بزند. اما نکته اینجا بود که حرکت ضربه زنی را با سرعتی فوق العاده کم و تقریبا صفر انجام داد و یک ضربه استاد به صورت پسر نزدیک یک ساعت طول کشید !!!<br />
    پسر جوان ابتدا مات و مبهوت به این بازی آهسته استاد خیره شد و سپس با بی تفاوتی در گوشه ای نشست...<br />
    یک ساعت بعد وقتی نمایش ضربه زنی استاد به اتمام رسید، او از پسر خواست تا با سرعتی بسیار کمتر از او همان ضربه را اجرا کند !!!<br />
    پسر با اعتراض فریاد زد که حریف او سریع ترین مبارز سرزمین امپراتور است ، آن وقت استاد با این حرکات آهسته و لاک پشت وار می خواهد روش مبارزه با برق آسا را آموزش دهد؟!!<br />
    اما استاد با اطمینان به پسر گفت که این تنها راه مبارزه است و او چاره ای جز اطاعت را ندارد...<br />
    پسر به ناچار حرکات رزمی را با سرعتی فوق العاده کم اجرا نمود و یک حرکت چرخیدن که در حالت عادی در کسری از ثانیه قابل انجام بود به دستور استاد در دو ساعت انجام شد !!!<br />
    روزهای بعد نیز استاد حرکات جدید را با همین شکل یعنی اجرای حرکات چند ثانیه ای در چند ساعت آموزش داد و سرانجام روز مبارزه فرا رسید...<br />
    پسر جوان مقابل افسر امپراتور ایستاد و از او خواست تا دست از سر خانواده اش بردارد و افسر امپراتور خشمگین و مغرور بدون هیچ توضیحی دست به شمشیر برد و به سوی پسر جوان حمله کرد !<br />
    اما در مقابل چشمان حیرت زده سربازان و ساکنین دهکده پسر جوان با سرعتی باور نکردنی سر و صورت افسر را زیر ضربات خود گرفت و در یک چشم به هم زدن جناب &quot;برق آسا&quot; را بر زمین کوبید !<br />
    همه حیرت کردند و افسر امپراتور ترسان و شرم زده از دهکده گریخت...<br />
    پسر جوان نزد استاد آمد و از او راز سرعت بالای خود را پرسید ؟!<br />
    او به استاد گفت : ای استاد بزرگ! من که تمام حرکات را آهسته اجرا کردم چگونه بود که هنگام رزم واقعی این قدر سریع عمل کردم؟!<br />
    استاد خندید و گفت: تک تک اجزای وجود تو در تمرینات آهسته تمام جزئیات فرم های مبارزه را ثبت کردند و با فرصت کافی ریزه کاری های تک تک حرکات را برای خود تحلیل کردند و به این ترتیب هنگام رزم واقعی بدن تو فارغ از همه چیز دقیقا می دانست چه حرکتی را به چه شکل درستی باید انجام دهد و به طور خودکار آن حرکت را با حداکثر سرعت اجرا کرد !<br />
    در واقع سرعت اجرای حرکات تو به خاطر تمرین آهسته آن بود ، هرچه تمرین آهسته تر باشد سرعت اجرا در شرایط واقعی بیشتر است.<br />
    در زندگی هم اگر می خواهی بهترین باشی باید عجله و شتاب را کنار بگذاری و تمام حرکات را ابتدا به صورت آهسته مسلط شوی و فقط با صبر و حوصله و سرعت پایین است که می توان به سریع ترین و پیچیده ترین امور زندگی مسلط شد. راز موفقیت آنها که سریع ترین هستند همین است : تمرین در سرعت پایین! به همین سادگی!!!<br />
<br />
    سخن روز :به جاي اينكه روشهاي قديمي و غلط را ارزيابي كنيد، دنبال روشهاي جديد بگرديد. توماس ادیسون</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum302.html">حکیمانه و شاعرانه</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2383.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>داستان کوتاه تخصص</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2382.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 09:28:40 GMT</pubDate>
			<description>*داستان کوتاه تخصص 
 
    روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد... 
    تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت : من تمام اجزا ماشین را به...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">داستان کوتاه تخصص<br />
<br />
    روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد...<br />
    تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت : من تمام اجزا ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز می کنم و تعمیر میکنم! در حقیقت من آن را زنده می کنم! حال چطور درآمد سالانه ی من یک صدم شما هم نیست؟! جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت :<br />
    اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر من شود اینبار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!!!<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
    سخن روز : گورستانها پراز افراديست كه مي پنداشتند چرخ دنيا بدون آنها نمي چرخد! وینستون چرچیل</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum302.html">حکیمانه و شاعرانه</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2382.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مقایسه دو نوشیدنی پرطرفدار: چای بهتر است یا قهوه؟</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2381.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 09:27:22 GMT</pubDate>
			<description>*مقایسه دو نوشیدنی پرطرفدار: چای بهتر است یا قهوه؟ 
 
 
    قهوه و چای از نوشیدنی*های مرسوم در میان مردم بسیاری از کشورها هستند. مطالعه*های فراوانی...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">مقایسه دو نوشیدنی پرطرفدار: چای بهتر است یا قهوه؟<br />
<br />
<br />
    قهوه و چای از نوشیدنی*های مرسوم در میان مردم بسیاری از کشورها هستند. مطالعه*های فراوانی در مورد خواص آن*ها انجام شده است و باورهای درست و غلط زیادی درباره*شان وجود دارد.<br />
<br />
    قهوه<br />
    * افرادی که قهوه بیشتر می*نوشند، کمتر احتمال دارد به آلزایمر مبتلا شوند.<br />
<br />
    * بررسی*ها نشان داده*اند عادت به نوشیدن قهوه در درازمدت احتمال مرگ ناشی از بیماری*های قلبی را کاهش می*دهد.<br />
    * دانشمندان معتقدند ترکیب*های موجود در قهوه می*توانند در تولید داروهایی که برای درمان بیماری*های قلبی و بی*خوابی تجویز می*شوند، مورد استفاده قرار گیرند.<br />
    * در قهوه بیش از 1000 ترکیب شناسایی شده*اند که در میان آن*ها 19 ترکیب در قهوه بوداده خاصیت سرطان*زایی دارند.<br />
    * برخی تحقیقات نشان داده*اند نوشیدن زیاد قهوه باعث افزایش کلسترول خون می*شود.<br />
<br />
    چای<br />
    * بررسی*ها نشان داده*اند چای سبز، خطر ابتلا به سرطان مری را تا 60 درصد کاهش می*دهد.<br />
    * چای سبز از بروز چاقی پیشگیری می*کند زیرا مانع رشد سلول*های چربی جدید می*شود.<br />
    * چای سفید بیشترین مقدار آنتی*اکسیدان را دارد و از چای سبز در حفاظت از بدن در برابر بیماری*ها مؤثرتر است.<br />
    * آنتی*اکسیدان*های موجود در چای خاصیت ضدپیری دارند و احتمال بروز بیماری*های قلبی، انواع سرطان*ها و ابتلا به عفونت را پایین می*آورند.<br />
    * چای سبز به دلیل ترموژنیک بودن، باعث کاهش بافت چربی می*شود و این موضوع به دلیل وجود ترکیب*های کافئینی است.<br />
    * نوشیدن چای داغ، خطر ابتلا به سرطان مری را به شدت افزایش می*دهد.<br />
<br />
<br />
    واقعیت*های قهوه<br />
    * نوشیدن قهوه خطر ابتلا به نقرس را در آقایان بالای 40 سال کاهش می*دهد.<br />
    * نوشیدن قهوه احتمال ابتلا به دیابت نوع 2 را کاهش می*دهد.<br />
    * مطالعه*ای در دانمارک نشان داده است که نوشیدن 8 فنجان قهوه در روز احتمال سقط را در خانم*های باردار را بالا می*برد.<br />
    * قهوه در برابر ابتلا به سرطان کبد و سیروز نقش حفاظتی دارد.<br />
    * قهوه به دلیل کافئینی که دارد اثر داروهای ضد درد را افزایش می*دهد.<br />
    * قهوه خون رسانی به قلب را کم می*کند.<br />
    * قهوه به شدت باعث تغییر رنگ دندان*ها می*شود.<br />
    * قهوه قدرت حافظه را به خصوص در دوران سالمندی تقویت می*کند.<br />
<br />
    واقعیت*های چای<br />
    * چای دارای فلوئور است که به حفاظت از دندان*ها کمک می*کند.<br />
    * نوشیدن 3 تا 4 فنجان چای در روز احتمال بروز حمله قلبی را به شدت کاهش خواهد داد.<br />
    * چای از بروز دیابت نوع 1 پیشگیری و شدت یافتن آن را کندتر می*کند.<br />
    * سطح هورمون کورتیزول افرادی که 4 بار در روز آن هم به مدت 6 هفته چای سیاه می*نوشند، در کمترین حد است.<br />
    * چای کم رنگ باعث افزایش آب بدن می*شود برخلاف تصور عامه که معتقدند کافئین آن باعث کم آبی خواهد شد.<br />
    * چای می*تواند از عود مجدد بیماری*های قلبی و برخی سرطان*ها جلوگیری کند.<br />
    * مردانی که بیش از 10 فنجان چای سبز در روز می*نوشند، کمتر به اختلال*های کبدی مبتلا می*شوند.<br />
    * چای ممکن است آفت*کش داشته باشد مگر این که روی برچسب آن عنوان ارگانیک درج شده باشد.<br />
    * با توجه به نتایج مطالعه*ها، چای سبز نقش حفاظتی در برابر سرطان ریه دارد.<br />
    * اضافه کردن شیر به چای، خواص ضدسرطان آن را از میان خواهد برد.<br />
    * چای مقداری کافئین دارد که باعث ایجاد اضطراب می*شود و فشارخون را بالا می*برد. <br />
<br />
</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum302.html">حکیمانه و شاعرانه</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2381.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>فرهنگ لغت طنز و جدید خنده دار</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2380.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 09:20:57 GMT</pubDate>
			<description>*فرهنگ لغت طنز و جدید خنده دار 
 
کار از کار گذشتن : سبقت گرفتن یک اتومبیل از اتومبیل دیگر 
. 
عقربه : عقرب مونث 
. 
لوزی : سطح پایین زندگی کن 
....</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">فرهنگ لغت طنز و جدید خنده دار<br />
<br />
کار از کار گذشتن : سبقت گرفتن یک اتومبیل از اتومبیل دیگر<br />
.<br />
عقربه : عقرب مونث<br />
.<br />
لوزی : سطح پایین زندگی کن<br />
.<br />
صفت : سه تا آدم چاق<br />
<br />
<br />
.<br />
رامبد : قبلا رام بود حالا وحشی شده<br />
.<br />
چایکوفسکی : ماخوذ از روسی یعنی چای مرا چه کسی کوفت کرده است ؟<br />
.<br />
باکتری : از کتری استفاده کن ! با قوری نه !!!<br />
.<br />
خودکامی : منظور خود کامیار است ، کسی که خودش می آید !<br />
.<br />
عاشقم : آشی که در دوران غم پخته شود !<br />
.<br />
ژرف بینی : کسی که سوراخ بینی اش عمیق است !<br />
.<br />
سودای باطل : نوشابه ای که گاز آن پریده باشد !<br />
.<br />
هیهات : آبگرمکن یا کتری برقی که هی به جوش می آید !<br />
.<br />
فضاحت : کلاه فضانوردی !<br />
.<br />
کته ماست : آن گربه مال ماست !<br />
.<br />
کدبانو : دختر خانمی مجرب در نقشه کشی با نرم افزار اتوکد !<br />
.<br />
سوغاتی : بسیار عصبانی !<br />
.<br />
عجبشیر : احساس رضایت از مطبوع بودن شیر !<br />
<br />
</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum147.html">طنز</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2380.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>جملات کوتاه طنز</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2379.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 09:07:38 GMT</pubDate>
			<description>*جملات کوتاه طنز 
 
    یکی هست که کتونیشمصداق بارز صلاح کشتار جمعیه 
    اما ما به صورت صلح آمیز با بوی گندش پشه میکشیم! 
    . 
    . 
    . 
   ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">جملات کوتاه طنز<br />
<br />
    یکی هست که کتونیشمصداق بارز صلاح کشتار جمعیه<br />
    اما ما به صورت صلح آمیز با بوی گندش پشه میکشیم!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    مهندسی معکوس !<br />
    سر سفره دیدم غذا خیلی شور شده به مامان گفتم چرا اینقد غذا بی نمکه ؟<br />
    گفت اتفاقا من کلی نمک خالی کردم تو غذا<br />
    گفتم هاااااا !<br />
    اگه الان میگفتم غذات شوره میگفتی ما اصلا یه ماهه نمک نداریم تو خونه !<br />
    خواستم خودت اعتراف کنی!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    استفراغ چیست ؟<br />
    نوعی سونو گرافی فوق پیشرفته که فقط در فیلمهای ایرانی جواب میدهد<br />
    و ضریب اشتباهی ندارد کلا !<br />
    حتما شخص مورد نظر حامله است !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یه ناشناس اس ام اس داده میگم “شما؟”<br />
    می*گه “دوس داری کی باشم؟”<br />
    می*گم ناتالی پورتمن!<br />
    ولی اگه به شانس منه که داداش حسین رضازاده*ای !<br />
    .<br />
<br />
    در زندگی هر انسانی چیز هایی هست که به** خودش هم مربوط نیست<br />
    چه رسد به** شما دوست عزیز!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یه عده هم هستن که تا ما On میشیم، Off میشن<br />
    عزیزم خودتو اذیت نکن ، منم حوصله تورو ندارم!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    میازار موری که دانه کش است!<br />
    در مورد مورچه ای که دانه همراه اش نیست فتوایی صادر نشده!<br />
    می توانید بیازارید<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    از نظر دکترها همه چی یا سرطانزاست<br />
    یا احتمال ابتلا به سرطانو چل و پنج درصد کاهش میده!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    مژده مژده !<br />
    با ارسال یک پیامک خالی به شماره*ی بنده<br />
    از مزاحمت تلفنی رایگان بهرمند شوید !<br />
    .<br />
<br />
    از باگ های بعضی انسانها اینکه که دهنشون سرویس میشه<br />
    تا شات داون بشن !<br />
    یه مشت فکر و خیال در حال اجراست … !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    اعتراف میکنم خیلی سال پیشا رفتم تو کلوپ فیلم بگیرم گفتم فیلم blood رو میخوام.<br />
    یارو گفت خون؟<br />
    گفتم نه بلوود !<br />
    حالا پیش خودش چی بهم گفت نمیدونم!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    من نمیدونم این دست تو دماغ کردن چه جاذبه ای داره لامصب<br />
    در اون لحظه هرچی ادمه عین بز نیگا میکنن به آدم !<br />
    اَه … ادم کوفتش میشه!!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    احتمال پیدا کردن مسیر درست بین دو مسیر موجود<br />
    ١ به ١٠٠٠٠٠٠ هستش !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    جوک و اس ام اس خنده دار<br />
    خبر فوری :<br />
    در پی خداحافظی گواردیوالا از تیم بارسلونا<br />
    در یک حرکت ناگهانی “عبدالله ویسی” نیز از تیم صبای قم خداحافظی کرد !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    - سلام خوبی ؟<br />
    - آیت الکرسی رو هنوز حفظی ؟<br />
    - خب ۷ تا آیت الکرسی بخون با ۱۱ بار هم انا انزلنا از طرف من<br />
    فاتحه هم یادت نره از طرف من بخون حتما<br />
    دستت درد نکنه مرسی !<br />
    { مکالمه واقعی یکی از دوستان }<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    زن لال هرگز از شوهرش کتک نخورده است<br />
    مثل فرانسوی!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    اگر احساس کنم کسی داره بهم ترحم میکنه دوس دارم فکشو بیارم پایین !<br />
    اما اگر کسی از ترحم من ناراحت شه بازم دوس دارم یه آپِرگاد بخوابونم زیر چونش !<br />
    پ.ن : اخلاق گندی دارم خودم میدونم !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    در زندگی آدم هایی هستند که دهنتو آسفالت میکنن …<br />
    حالا این به کنار<br />
    مرحله بعد از آسفالت شدن کسانی میان که با بتن کن می افتن به جونت<br />
    تر تر تر میرن رو اعصابت !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    شمام برای تست صحیح بودن تایپ یه کلمه اونو تو گوگل سرچ میکنین ؟<br />
    یا من فقط اینجوریم !؟<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    دوس دارم یه روز انقد پولدار بشم که وقتی رانی میخورم<br />
    اون تیکه آخر آناناس که ته قوطی گیر میکنه واسم مهم نباشه )<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    آمارمطالعه در ایران:<br />
    کتاب خونها:۲۰ %<br />
    کتاب نخونها: ۵%<br />
    اونایی که ادا کتاب خونارو در میارن : ۷۵%<br />
    اونایی که اینو خوندن خودشونو تو۲۰% میبینن: ۱۰۰%<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    آدرس قدیم موفقیت :<br />
    بزرگراه توکل ، بلوار آرامش ، خیابان آزادی<br />
    میدان عمل ، مجتمع نشاط ، واحد پشتکار ، پلاک ۲۰ ، منزل خوشبختی<br />
    آدرس جدید :<br />
    بزرگراه پارتی زاده ، بلوار پیچ در پیچ ، خیابان نامردی ، میدان زورگویی<br />
    واحد چاپلوسی ، منزل پدر پولدار !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    ( د U سT د A ر M )<br />
    مدل جدیدش هست !<br />
    قبلیا خیلی تکراری شده بود !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    فقط برای وارد کردن آدرس اینترنتی سایت رفاهی دات آی آر<br />
    مکالمه ای بین بنده و یکی از آشنایان ۱۴ دقیقه طول کشید .<br />
    پ.ن :<br />
    ایشون اصرار داشتند که تنظیم و آپدیت نود۳۲ رو هم بهشون یاد بدم<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    هیچ وقت اخلاق گند کسی رو به خاطر قیافه ی خوبش تحمل نکن .<br />
    کلاغ مهربون به از گربه ی وحشی …<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    در رساله شیمی خود هر چه گشتیم ماده بود دریغ از یک نر !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    آدما مثل ته* دیگ سیب*زمینی میمونن. خوباش زود میرن. !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    وقتی سواره ماشینیم عابر های پیاده خیلی بی فرهنگ به نظر میرسن ،<br />
    اما همین که پیاده هستیم ماشین ها خیلی بی شعورن… جریان چیه!؟<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    واقعی<br />
    مشتری اومده میگه دینام این مشعل برق داشت منو برق گرفته هنوزم درد میکنه<br />
    داداشم از صبح میگه برو دکتر نشون بده هنوز برق توش هست بکشه بیرون ! )<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یک پیشنهاد !<br />
    دختر خانوما خونه از شما جهیزیه از ما<br />
    ببینم چیکار میکنیدا !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    رو اعصاب تر از اون گروهی که نمیفهمن آدم دوستشون داره<br />
    اون گروهی هستن که نمیفهمن آدم ازشون متنفره.<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    گرگه در خونه بزبزقندی رو میزنه<br />
    شنگول میگه: کیه؟<br />
    گرگه میگه : منم آقا گرگه<br />
    شنگول و منگول و حبه انگور تحت تاثیر صداقتش قرار میگیرن و درو باز میکنن !!!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    شما هم به این نتیجه رسیدین !؟<br />
    روز مبادا دقیقاً یک روز پس از خرج کردن پس اندازهای روز مباداست !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    سلامتى همه اونایى که همیشه تو جمع میگن و میخندن<br />
    ولى دو دقیقه که باهاشون تنهایى حرف بزنى میفهمى یه دنیــــــا غصه دارن .<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    عمیقا شرمنده دزدی خواهم بود که روزی کیف مرا بزند !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    فامیلمون معلّم بود. می گفت یه بار تو امتحان جغرافیا سؤال دادم:<br />
    “آیا می دانید طولانی ترین رود ایران چه نام دارد؟”<br />
    یه شاگرد هم تو ورقه اش نوشته بود “بله”.<br />
    پ.ن: نمره شو داده بود به بچه.<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    درازترین شب سال چه شبیه؟<br />
    شبی که قهر کنی شام نخوری !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    وقتی میمیری …ناگهان همه عاشقت میشن و از خوبی هات میگن …<br />
    باور کن راست میگم . . .<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    سلامتی همه جراحای زیبایی ایران که به ۹۰% دخترا اعتماد به نفس دادن… !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    شما هم دیدین !؟<br />
    این پیرمردا نامردا تا یه جوون می بینن ۶تایی میریزن دور صندلیش<br />
    انقدر نگاش میکنن تا پاشه !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    دختره نوشته :<br />
    “مرد موجودیست تنوع طلب که با داشتن زنی زیبا به میمون هم چشمک میزند.!!!”<br />
    یکی زیرش کامنت گذاشته<br />
    “فعلا داشته باش تا بعد “<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یه قانونی هست که می*گه:<br />
    اگه چیزی که نیاز داری فاصله*ش با تو بیشتر از پنج قدمه اون چیز خیلی ضروری نیست !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یکی از فک و فامیلا میگفت :<br />
    فیلم عروسیمو برعکس که میبینم خیلی حال میده،<br />
    زنم حلقشو در میاره میده بهم و میره خونه باباش! )<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    گاهی در کودکی درباره*ی موضوعی فکر می*کنی و به نتیجه*ای می*رسی<br />
    و تا بزرگسالی بر همان حرف باقی می*مانی.<br />
    بدبختی اینه که نمی*دونی که تو بچگی نابغه بودی یا تو بزرگسالی خرفت شدی!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    حالا دقت کردین همیشه وقتایی که با یکی ، شریکی چیپس یا پفک می خوری ..<br />
    هی توهم داری که در حقت اجحاف شده ..!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    شرایط بحرانی ینی اینکه<br />
    بابات بهت زنگ بزنه بگه کار مهم دارم پسورد لپتاپت چیه<br />
    تو هم رمزت از خاک بر سری ترین کلمات تشکیل شده باشه ! )<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    از احمقانه ترین لحظه ها وقتیه که یک کلمه رو درست نوشتی،<br />
    اما میشینی زل میزنی بهش تا بفهمی کجاش اشتباس !!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    این خواننده های جدید رو دیدین ؟چه سبکی دارن؟<br />
    سه دقیقه آهنگه، سی ثانیه اولش خودش و دوستاش رو معرفی میکنه<br />
    دو دقیقه وسطش با صدای گوسفندی دو تا کلمه رو هی تکرار میکنه<br />
    سی ثانیه آخر هم باز دوباره خودش رو معرفی میکنه<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    اعتراف میکنم دیروز تنهایی با ماشین رفتم نون بخرم ، نون رو خریدم<br />
    اومدم سمت شاگرد نشستم<br />
    یکی دو نفر فهمیدن جریانو ! منم خواستم خیلی دیگه ضایع نشه<br />
    الکی داشبورد ماشین رو باز کردم و بستم<br />
    رفتم نشستم پشت فرمون و سریع محل رو ترک کردم !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    شما در یک قصابی دیده شده اید، این دلیل تمکن مالی شماست<br />
    برای قطع یارانه ها به سایت refahi.ir مراجعه کنید !!!<br />
    .<br />
    .<br />
      <br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یه اخلاق خوبی که پشه ها دارن تک خوریه!<br />
    شما فکر کن اگه مثل مورچه ها رفیق باز بودن،<br />
    وقتی یه سوژه پیدا می کردن،<br />
    هشتصدتا از رفقاشونو می کشوندن اونجا!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    بسلامتی اونی که دوست داشتنو با تمام وجود یادش دادیم و<br />
    اون رفت و<br />
    به یکی دیگه امتحان پس داد …<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    آخرین مرحله عشقهای امروزی<br />
    “اسم ِ اون ع*نو جلو من نیار !!”<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    ساق پا چیست؟<br />
    وسیله ای بدبخت و علیل برای یافتن مبلمان منزل در تاریکی اتاق<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    بیاین اعتراف کنیم که حالمون از صدای ضبط شدۀ خودمون بهم میخوره ، بیاین !!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    “آدما هم مثِ عکسا با بزرگ تر کردنشون دچار اُفت کیفیت میشن”<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    خوش به سعادت این نسل جدید که کلی سرگرمی دارن !<br />
    والا سرگرمی نسل ما یه چرخ گوشت بود که دستمون رو میکردیم توش<br />
    دستمون تا زانو قطع میشد !<br />
    بعدش کانال ۵ برنامه درشهر نشونمون میداد کلّی حال میکردیم …<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    موقع عصبانیت ۱۰ثانیه صبر کنید<br />
    یه لیوان آب هم بخورین<br />
    حتما فحشهای بهتری یادتون میاد<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    پشت یه ماشین آشغالی نوشته بود:<br />
    واسه هر آشغالی خودتو کثیف نکن ..<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یه ضرب المثل هست که میگه :<br />
    دخترا همونقدر از کامپیوتر سر در میارن که مار از دوچرخه سواری !<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    خدا رو شکر حساب بانکی من جوری هست که<br />
    اگه رمزشو تو تلوزیون هم بگن برام مهم نیست<br />
    پاکه پاکه !!!<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    اس ام اس اومده “هم میهنان عزیز, محصولات لبنی میهن فقط با آرم میهن عرضه میشود”<br />
    . آخه نه که ما فکر میکردیم با آرم شبکه ۳ عرضه میشه, از اون لحاظ ))<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    یکی از بزرگترین چالش های زندگیم سالم بیرون آوردن<br />
    اولین برگ دستمال کاغذی از جعبشه )<br />
    .<br />
    .<br />
    .روزی روزگاری مغازه داری در جواب مشتری که پرسیده بود<br />
    «آقا ببخشید این جنسش خوبه؟»<br />
    صادقانه گفت:<br />
    «کدوم خانوم؟ اون؟ نخیر خانوم! اون که خیلی بی خود و پِرپِریه.<br />
    ما اصلا کارمون اینه که جنس آشغال میاریم می کنیم تو پاچه ملت.<br />
    شما مثل خواهر منی. از این بُنجلهای ما اصلا نخر. مغازه بغلی خیلی بهتره.»<br />
    از آن زمان به بعد بود که بعضی مشتریان فهمیدند چقدر خوب است<br />
    قبل از هر خریدی این سوال تعیین کننده و مهم را از مغازه دارها بپرسند.<br />
      <br />
      <br />
      </font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum147.html">طنز</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2379.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>مهمترین عوامل روان*شناسی محیط کار</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2378.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 08:52:39 GMT</pubDate>
			<description>*مهمترین عوامل روان*شناسی محیط کار 
 
 
    شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">مهمترین عوامل روان*شناسی محیط کار<br />
<br />
<br />
    شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوریکه انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال می یابد اثرات معجزه آسایی دارد که نگو و نپرس :<br />
<br />
    • افراد شاد، بهتر از دیگران كار می*كنند:<br />
    - افراد شاد، حامل پیام*ها و رفتارهای شادی*بخش هستند و در محیط كار، روابط خوبی با همكاران دارند در نتیجه:<br />
    - در كار گروهی، همكاری بهتری خواهند داشت.<br />
    - اگر مدیر باشند، روابط خوبی با كاركنان دارند.<br />
    - اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضی*تر خواهند بود.<br />
    - اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیش*تری خواهند داشت.<br />
<br />
    • افراد شاد، خلاق*ترند:<br />
    اگر افراد در یك روز كاری، دارای خلق*وخوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاق*تر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده* ذهن بوده و تفكر خلاق دارند.<br />
<br />
    • افراد شاد، به*جای آن*كه مرتب شكایت كنند مشكلات را حل می*كنند:<br />
    وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر كپه*ی خاك به*نظر یك كوه می*آید. دشوار است بتوانید هر مشكلی را بدون زحمت و تلاش و فقط با نق*زدن حل*كنید. شادبودن موجب می*شود که به مشكلات، از جنبه*های مختلف بنگرید.<br />
<br />
    • افراد شاد، انرژی بیش*تری دارند:<br />
    افراد شاد، از انرژی بیش*تری برخوردارند بنابراین بهتر می*توانند از عهده*ی كارها برآیند.<br />
    • افراد شاد، خوش*بین*ترند:<br />
    افراد شاد، مثبت*اندیش*تر و دارای چشم*انداز مثبتی هستند. دكتر &quot;مارتین سیلگمن&quot; خوش*بینی را روشی برای موفقیت و بهره*وری بیش*تر می*داند.<br />
<br />
    • افراد شاد، باانگیزه*ترند:<br />
    انگیزه*ی كم به*معنی بهره*وری پایین است. یكی از روش*های مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیه*ی شادابی در آنان است.<br />
<br />
    • افراد شاد، كم*تر بیمار می*شوند:<br />
    اگر شغل*تان را دوست نداشته باشید، احتمال این*كه به بیماری*هایی مانند دیابت، فشارخون، سردرد، زخم معده، دیسك كمر و... مبتلا شوید، زیاد است. افراد غمگین، بیش*تر مستعد استرس*ها و افسردگی*های شغلی هستند. نتایج مطالعه*ای كه در زمینه*ی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از دوهزارنفر از پرستاران در &quot;آمریكا&quot; صورت*گرفت، نشان*می*دهد پرستارانی كه شغل خود را دوست *ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماری*ها هستند و سلامت جسمی و درمانی آنان، بیش*تر از كم**تحركی و سیگاركشیدن، در معرض خطر می*باشد.<br />
<br />
    • افراد شاد، آموزش*پذیرترند:<br />
    وقتی شاد و در كمال آرامش هستید، ذهن*تان برای یادگیری مطالب جدید، آماده*تر است؛ درنتیجه بهره*وری افزایش می*یابد.• افراد شاد، كم*تر نگران خطاكردن هستند؛ در نتیجه كم*تر مرتكب خطا می*شوند:<br />
    وقتی در محیط كار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، كم*تر شما را دچار هراس می*كند؛ به خودتان مسلط می*شوید و از این خطا پند می*آموزید و به كارتان ادامه می*دهید، به دیگران نمی*گویید: &quot;دست و پایم را گم*كرده*ام، كار را شما ادامه دهید&quot;؛ بلكه استوار و محكم مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی كرده و آن را جبران می*كنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنی*ست كه احتمال بروز خطا را كم كرده*اید.<br />
<br />
    • افراد شاد، بهتر تصمیم می*گیرند:<br />
    روش*های كاری افراد غمگین، حادثه*ساز است چون تمركز حواس كافی ندارند، در چارچوب اهداف سازمان فعالیت نمی*كنند و این*كه آنی تصمیم*بگیرند، زیاد است؛ برعكس افراد شاد، تصمیمات بهتر و منطقی*تری می*گیرند و در كارشان همیشه اولویت*بندی وجود دارد.<br />
<br />
</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum352.html">مطالب مفید</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2378.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>14 کاری که تا مطمئن نشدی انجام نده!!!!!!!!!!!</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2377.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 08:49:41 GMT</pubDate>
			<description>14 کاری که تا مطمئن نشدی انجام نده!!!!!!!!!!! 
 
    • اگر کسی از توی ماشینش به تو فحش ناجور داد تا پیاده نشده و قد و قامتش را ندیده*ای جوابش را نده....</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>14 کاری که تا مطمئن نشدی انجام نده!!!!!!!!!!!<br />
<br />
    • اگر کسی از توی ماشینش به تو فحش ناجور داد تا پیاده نشده و قد و قامتش را ندیده*ای جوابش را نده.<br />
<br />
    • اگر دختری را دیدی که خیلی خوش*اندام بود پیش از هر چیز مطمئن شو که قهرمان تکواندو نباشد.<br />
<br />
    • پیش از آنکه توی خیابان پس گردن دوستت بکوبی و فحش*های رکیک به او بدهی مطمئن شو خودش است.<br />
<br />
    • وقتی مهمان داری اول مطمئن شو ماهواره روی چه کانالی است بعد آن را روشن کن !<br />
<br />
    • دختر همسایه که می*گوید «تشریف میارین تو» شاید پدرش با تو کار دارد !<br />
<br />
    • مستراحی که سنگش خیلی دور از در است و دراش هم قفل نمی*شود خطرناک*ترین جای دنیا است.<br />
<br />
    • توی مستراحی و در که می*زنند نباید بگویی «بفرمایید!».<br />
<br />
    • اینکه صدای دوستت شبیه پدرش باشد طبیعی است پس تا مطمئن نشندی نگو «چطوری خره؟!»<br />
<br />
    • دستت را که بالای آکواریوم می*بری و ماهی*ها بالا می*آیند الزامن به این معنی نیست که تو را می*شناسند یا دوستت دارند؛ بسیاری از ماهی*ها گوشت*خوارند!<br />
<br />
    • بعد از سالیان که با رفیق*ات توی رستوران قرار گذاشته*ای اگر دختری دیدی که از در تو آمد یکهو نگو «جووون، عجب چیزی*یه» چون شاید بیاید و سر میز شما بنشیند و رفیق*ات که کبود شده معرفی*اش کند «نامزدم!»<br />
<br />
    • اگر دوست نابینایی داری توی خیابان که به او می*رسی پیش از هر چیز به او بگو که مادرت همراه تو است.<br />
<br />
    • همه*ی ژل*ها، ژل مو نیستند عزیزم!<br />
<br />
    • با هر تیغی که توی حمام بود صورتت را اصلاح نکن.<br />
<br />
    • وقتی با زنت لب ساحل قدم می*زنی و زیرلب می*خوانی «خوشگل زیاد پیدا می*شه تو دنیا» باقی*اش را هم بخوان گیج*خان.</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum147.html">طنز</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2377.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>پـای صحبـت های برنــارد شـاو ... + خوندنی</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2376.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 08:42:25 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[*پـای صحبـت های برنــارد شـاو ... + خوندنی 
 
 
    "جورج برنارد شاو"، سیمای درخشان درام انگلستان و استاد كمدی نویس عصر و منتقد اجتماعی بود که در...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">پـای صحبـت های برنــارد شـاو ... + خوندنی<br />
<br />
<br />
    &quot;جورج برنارد شاو&quot;، سیمای درخشان درام انگلستان و استاد كمدی نویس عصر و منتقد اجتماعی بود که در نوشته هایش به دشواری های اخلاقى زمان خود مى پرداخت و در تلاش بود تا با استفاده از طنز و كنایه، هدف خود را بیان كند. برنارد شاو یکی از برترین نقادان موسیقی و تئاتر نسل خود (۱۸۵۶ - ۱۹۵۰) به شمار می رود تا جاییکه از او به *عنوان تواناترین نمایشنامه نویس بریتانیایی پس از &quot;شکسپیر&quot; یاد می کنند.<br />
<br />
<br />
    علم تنها زمانی خطرناک می*شود که خیال کند به هدف خود رسیده *است.<br />
<br />
    سکوت بهترین شکل بروز تمسخر است.<br />
<br />
    اولین وظیفه ما این است که فقیر نباشیم.<br />
<br />
    آزادی یعنی مسئولیت پذیری، برای همین اکثر آدم*ها از آن وحشت دارند.<br />
<br />
    تمام حقایق بزرگ در ابتدا توهین به مقدسات تلقی می*شوند سپس به سخره گرفته می شوند و در نهایت به عنوان امری بدیهی پذیرفته می شوند.<br />
<br />
    حسب و نسب زن و شوهر از رفتاری که موقع پرخاش و جدال با هم می*کنند، معلوم می شود.<br />
<br />
    عده بسیار کمی از مردم در طول سال بیش از دو یا سه بار فکر می*کنند. اما من با یکی، دو بار فکر کردن در هفته برای خودم شهرتی دست و پا کرده ام.<br />
<br />
    وقتی یک احمق کاری را انجام می دهد که از آن شرمسار است، مرتب تکرار می کند که دارد به وظیفه اش عمل می کند.<br />
<br />
    ازدواج از این جهت محبوبیت دارد که حداکثر وسوسه را با حداکثر شانس در می آمیزد.<br />
<br />
    در زندگی دو تراژدی وجود دارد. اولی اینکه به مراد قلبت نرسی و دومی اینکه به آن برسی.<br />
<br />
    حواست باشد چیزی را که دوست داری، به دست آوری. در غیر اینصورت مجبور می شوی چیزی را که به دست می آوری، دوست بداری.<br />
<br />
    ترور شدید ترین نوع سانسور است.<br />
<br />
    هیچ عشق خالصانه ای وجود ندارد مگر عشق به غذا.<br />
<br />
    در هنگام آتش کدام نقاشی را در موزه ملی نجات خواهم داد؟ البته آنی که به در نزدیک تر است.<br />
<br />
    موفقیت هرگز اشتباه نکردن نیست، بلکه هرگز یک اشتباه را دوباره انجام ندادن است.<br />
<br />
    بیس بال یک مزیت بزرگ نسبت به کریکت دارد و آن این است که زود تمام می شود.<br />
<br />
    اولین عشق فقط یک حماقت کوچک با کنجکاوی بسیار است.<br />
<br />
    بی ریا بودن خطرناک است مگر احمق هم باشید.<br />
<br />
    هیچ چیز بهتر و آسان*تر از طرفداری از فقرا یک نویسنده را ثروتمند نمی*سازد.<br />
<br />
    کنفرانس محل اجتماع افرادی است که به تنهایی نمی*توانند مشکلی را حل کنند، بنابراین گرد هم جمع می*شوند تا به اتفاق به این نتیجه برسند که کاری نمی*شود کرد.<br />
<br />
    وقتی پلنگی انسانی را می*کشد به این می*گویند وحشی*گری اما وقتی انسانی پلنگی را می*کشد به آن می*گویند شکار.<br />
<br />
    عشق اشتباه فاحش فرد در تمیز دادن یک آدم معمولی از بقیه*ی آدم*های معمولی است.<br />
<br />
    وقتی که انسان بخواهد ببری را بکشد اسمش را ورزش می*گذارد اما اگر ببر بخواهد او را بکشد اسمش درنده خویی است.<br />
<br />
    یک مرد تا زمانی که صحبت*هایش را انکار نکنید حرفی نمی*زند!<br />
<br />
    اگر وقت کافی باشد هر چیزی برای هر کسی دیر یا زود اتفاق می*افتد.<br />
<br />
    وقتی چیزی خنده*دار است با دقت در آن حقیقتی پنهان را جست و جو کنید!<br />
<br />
    انسانهای خوشبین و بدبین هردو برای جامعه مفید هستند، خوشبین هواپیما را اختراع می*کند و بدبین چتر نجات را!<br />
<br />
    تنها کسی که با من درست رفتار می*کند خیاطم است که هر بار که مرا می*بیند، اندازه*های جدیدم را می*گیرد؛ بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده*اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم.<br />
<br />
    مرد خردمند سعی می*کند خودش را با دنیا سازگار کند و مرد نابخرد اصرار دارد که دنیا را با خودش سازگار کند. بنابراین کلیه پیشرفت*ها بستگی به تلاشهای مرد نابخرد دارد.<br />
<br />
    مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت !<br />
<br />
    شما همه چیز*ها را آنگونه که هست می*بینید و می*پرسید که &quot;چرا&quot; و من چیزها را آنگونه که هیچوقت نبوده*اند تصور می*کنم و می*پرسم &quot;چرا که نه؟&quot;<br />
<br />
    ما از تجربه کردن می*آموزیم که انسان هیچگاه از تجربه کردن چیزی نمی*آموزد.<br />
<br />
    اگر شما یک سیب داشته باشید و من هم یک سیب و سیبها را با هم عوض کنیم، همچنان هر دویمان یک سیب داریم؛<br />
    اما اگر شما یک ایده داشته باشید و من هم یک ایده و اگر ایده هایمان را عوض کنیم، آنگاه هر کدام از ما دو ایده دارد.<br />
<br />
    هرگاه قصد شوخی دارم، حقیقت را بیان می*کنم و این بزرگترین شوخی جهان است.<br />
<br />
    روش جوک گفتن من این است که واقعیت را بگویم. واقعیت خنده*دارترین لطیفه دنیا است.<br />
</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum302.html">حکیمانه و شاعرانه</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2376.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>حاضر جوابی های جورج برنارد شاو</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2375.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 08:41:14 GMT</pubDate>
			<description><![CDATA[*حاضر جوابی های جورج برنارد شاو 
 
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: "شما برای چی می نویسید استاد؟" برنارد شاو جواب داد: "برای یک لقمه نان"...]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">حاضر جوابی های جورج برنارد شاو<br />
<br />
روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید: &quot;شما برای چی می نویسید استاد؟&quot; برنارد شاو جواب داد: &quot;برای یک لقمه نان&quot;<br />
نویسنده جوان برآشفت که: &quot;متاسفم! برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!&quot;<br />
و برنارد شاو گفت: &quot;عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم!&quot;<br />
<br />
روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت و گفت:<br />
آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است!<br />
برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!<br />
</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum147.html">طنز</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2375.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>داستان کوتاه و زیبای عاشق سنگی</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2374.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 05:32:56 GMT</pubDate>
			<description>*داستان کوتاه و زیبای عاشق سنگی 
 
    مردم ده همگی گرسنه بودند... 
 
    خشکسالی ، سرما و آفت همه محصولاتشان را پشت سر هم به یغما برده بود... 
   ...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000CD">داستان کوتاه و زیبای عاشق سنگی<br />
<br />
    مردم ده همگی گرسنه بودند...<br />
<br />
    خشکسالی ، سرما و آفت همه محصولاتشان را پشت سر هم به یغما برده بود...<br />
    نگاه های بی روح شده، چنان چشم انتظار آسمان لعنتی بود تا معجزه ای از آن بیرون بیاید که اگر از میانشان ناله ای بر می خاست و کسی طلب کمک می کرد کسی نمی شنیدش...<br />
    اما اگر حرفی از حاصلخیزی و پر باری محصول سالهای گذشته می شد؛ هر کس خاطره ای داشت و یا اگر از اهالی ده بالایی کسی خواسته یا ناخواسته مجیزی می گفت، همه بالا خواه ده خودشان در می آمدند و در باره بهتر بودن ده خرابه خودشان اظهار نظر می کردند !!!<br />
    اما شکم ها هنوز گرسنه بود و اگر کسی از بین خودشان دست نیاز بالا می گرفت فقط حرف های او را نمی شنیدند...<br />
<br />
    روزی مسافری غریب به ده رسید ، به گرد و خاک و خس و خاشاکی که در کوچه پس کوچه های ده سر گردان بودند و در هوا بازی می کردند نگاهی کرد ، انگار فهمید که اوضاع ده از چه قرار است ...<br />
<br />
    از کوله بارش دیگی در آورد و از آب پر کرد و وسط ده آتشی افروخت و سنگی توی دیگ انداخت و دیگ را روی آتش بار گذاشت و شروع به هم زدن دیگ کرد!!!<br />
<br />
    هر کسی هم از آنجا رد میشد دعوت می کرد تا وقتی آش سنگ حاضر شد، مهمان او شود!<br />
<br />
    شکم های گرسنه کم کم به دور مرد و دیگش جمع شدند و با تعجب به آن مرد که دایما بخار توی دیگ را بو می کرد و از آن حظ می برد، نگاه می کردند.<br />
<br />
    کمی که گذشت غریبه سرش را بالا گرفت و گفت اگر کمی بن شن داشتیم خیلی خوب می شد این آش خیلی خوشمزه تر می شد !<br />
<br />
    یکی از اهالی گفت: کمی در پستوی خانه من فکر می کنم بن شن مانده باشد صبر کن بیارمش !<br />
<br />
    کمی گذشت. غریبه گفت اگر کمی هم سبزی خشک داشتیم طعم این آش سنگمان بهتر میشد!<br />
<br />
    پیرزنی از میان جمع گفت فکر کنم کمی در خانه سبزی خشک داشته باشم.<br />
<br />
    غریبه دوباره گفت اگر کمی رشته هم با این سبزی توی آش سنگ بریزم انگشتانتان را قول می دهم هم بخورید و همینطور ادامه پیدا کرد و هرکدام از اهالی ده چیزی از خانه شان آوردند و سهیم شدند و آش سنگی حسابی پر ملات شد.<br />
<br />
    طوری که همه بعد از اینکه خوردند و سیر شدند باز هم توی دیگ اضافه باقی ماند...<br />
    مسافر از آن ده رفت و آن سنگ را برای اهالی یادگار گذاشت تا دیگر کسی آنجا گرسنه نماند...<br />
<br />
<br />
<br />
<br />
    سخن روز : به اين عادت كنيد كه براي مردم كارهاي خوب انجام دهيد، بي آنكه بخواهيد آنها شما را بشناسند. آلبرت شوایتزر</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum302.html">حکیمانه و شاعرانه</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2374.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>بابا نان داد !</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2373.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 05:30:18 GMT</pubDate>
			<description>*بابا نان داد ! 
 
    می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟ 
    . 
 
    . 
    . 
    ¦ . 
    بابا آب داد بابا نان داد</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000CD"><div style="text-align: center;">بابا نان داد !<br />
<br />
    می دانید اولین جمله ای که ما دراول دبستان یاد می گیریم چیه؟<br />
    .<br />
<br />
    .<br />
    .<br />
    ¦ .<br />
    بابا آب داد بابا نان داد<br />
<br />
    می دانید اولین جمله ای که انگلیسها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    من می توانم بخوانم و بنویسم<br />
<br />
    می دانید اولین جمله ای که ژاپنیها در اول دبستان یاد می گیرند چیه؟<br />
    .<br />
    .<br />
    .<br />
    من می توانم بدوم<br />
<br />
    و این است که ما همیشه چشممون دنبال دست پدر است کار از ریشه خراب است<br />
</div></font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum302.html">حکیمانه و شاعرانه</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2373.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>وصیتی زیبا از آلبرت انیشتین</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2372.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 05:22:35 GMT</pubDate>
			<description>*وصیتی زیبا از آلبرت انیشتین 
 
    روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#800080"><font color="#0000FF">وصیتی زیبا از آلبرت انیشتین<br />
<br />
    روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند. آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه، زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید. بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که به حیات خود ادامه دهند . چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب، چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است. قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد. خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و کمکش کنید تا زنده بماند و نوه هایش را ببیند. کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که هر هفته خون او را تصفیه می کند. استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید. aهر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی شیشه اتاقش بشنود. آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید، تا گلها بشکفند . اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم، ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند. گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی دوست داشتید یادم کنید. عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست، کلام محبت آمیزی بگویید. اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند. <br />
<br />
</font></font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum302.html">حکیمانه و شاعرانه</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2372.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>واکنش گوگل به اعتراض تهران</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2371.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 05:12:46 GMT</pubDate>
			<description>*واکنش گوگل به اعتراض تهران 
 
اقدام ما مبنی بر عدم درج نام خلیج فارس بر روی نقشه، کاملا غیر سیاسی است و اظهارات مقام ایرانی مبنی بر انکه گوگل نام...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">واکنش گوگل به اعتراض تهران<br />
<br />
اقدام ما مبنی بر عدم درج نام خلیج فارس بر روی نقشه، کاملا غیر سیاسی است و اظهارات مقام ایرانی مبنی بر انکه گوگل نام خلیج فارس را حذف کرده، کاملاه اشتباه است.<br />
تابناک: رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه ایران روز پنجشنبه اعلام کرد که در صورت استفاده “گوگل” از واژه های جایگزین برای “خلیج فارس” از این موتور جستجو شکایت خواهد کرد.<br />
<br />
یک سخنگوی گوگل در واکنش به اظهارات سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت: سرویس نقشه گوگل پیش از این هرگز نام خلیج فارس را بر روی نقشه درج نکرده بود.<br />
<br />
وی در پاسخ به این سئوال که “آبا توجه به تهدید شکایت ایران ، گوگل نام خلیج فارس را بر روی نقشه می گذارد؟” گفت: هیچ برنامه ای برای درج عنوان خلیج فارس بر روی نقشه نداریم.<br />
<br />
همچنین، یک منبع اگاه در گوگل گفت: اقدام ما مبنی بر عدم درج نام خلیج فارس بر روی نقشه، کاملا غیر سیاسی است و اظهارات مقام ایرانی مبنی بر انکه گوگل نام خلیج فارس را حذف کرده، کاملاه اشتباه است.<br />
<br />
دیلی میل در ادامه این گزارش به دیگر کاربردهای سرویس “نقشه” گوگل اشاره کرد و نوشت: با افزایش نگرانی در خصوص امنیت ناوگان های دریای امریکا، گوگل آماده ی ردیابی تمام کشتی های جنگی دنیا از طریق سرویس “نقشه” خود است.<br />
<br />
موتور جستجوی گوگل هویت و مشخصات تمام کشتی های موجود در دریا را از طریق “گوگل نقشه” در اختیار دولت امریکا قرار می دهد.<br />
<br />
یک منبع نظامی گفت: اهمیت سرویس ویژه ی گوگل در نمایش کشتی ها نیست بلکه امریکا می تواند از طریق آن زیر دریایی ها را ببیند. </font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum352.html">مطالب مفید</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2371.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>بهترین توصیه*های قبل از ازدواج</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2370.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 04:42:14 GMT</pubDate>
			<description>*بهترین توصیه*های قبل از ازدواج 
 
 
داشتن یک انتخاب درست که منجر به زندگی سعادتمندانه می شود، نیاز به دقت و توجه بسیار زیاد دارد. اگر در مرحله...</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div><b><font color="#0000FF">بهترین توصیه*های قبل از ازدواج<br />
<br />
<br />
داشتن یک انتخاب درست که منجر به زندگی سعادتمندانه می شود، نیاز به دقت و توجه بسیار زیاد دارد. اگر در مرحله ازدواج هستید و می خواهید بهترین توصیه های روانشناسان درباره انتخاب درست را بشنوید، نگاهی به این مطلب بیندازید که به طور خلاصه، تمام نیازهای اطلاعاتی شما را برطرف می کند.<br />
<br />
 <br />
<br />
اشتباهات رایج در فرایند آشنایی<br />
<br />
 عدم طرح سئوالات کافی به خاطر مقررات غلط.<br />
<br />
 نشانه های هشدار دهنده را نادیده می گیریم.<br />
<br />
 سازش زود هنگام و عجولانه.<br />
<br />
 تسلیم نیاز جنسی شدن.<br />
<br />
 تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری شدن.<br />
<br />
 نادیده گرفتن تردیدها.<br />
<br />
 مقدم دانستن تفاهم بر علاقه و محبت.<br />
<br />
 فکر می کنیم که می توانیم تغییرش بدهیم.<br />
<br />
 فکر می کنیم که بعد از ازدواج مشکلات کمتر می شود.<br />
<br />
 <br />
<br />
دلایل درست برای ازدواج<br />
<br />
 مصاحبت و همراهی<br />
<br />
 عشق و صمیمیت<br />
<br />
 شریک حمایت کننده<br />
<br />
 ارضای نیاز جنسی<br />
<br />
 والد شدن<br />
<br />
 <br />
<br />
دلایل نادرست برای ازدواج<br />
<br />
 شورش علیه والدین<br />
<br />
 جست و جوی استقلال<br />
<br />
 التیام یک ارتباط شکست خورده<br />
<br />
 فشار خانواده یا اجتماع<br />
<br />
 ازدواج اجباری<br />
<br />
 فقط فرونشاندن نیاز جنسی<br />
<br />
 دلیل اقتصادی<br />
<br />
 تنهایی و استقلال<br />
<br />
 احساس گناه یا ترحم<br />
<br />
 احساس کمبود یا تهی بودن<br />
<br />
 <br />
<br />
افرادی که برای ازدواج مناسب نیستند<br />
<br />
 افراد معتاد.<br />
<br />
 افرادی که به سرعت و شدت خشمگین می شوند.<br />
<br />
 افرادی که مسئولیت زندگی خود را به دوش نمی گیرند.<br />
<br />
 افرادی که دیگران را کنترل می کنند.<br />
<br />
 افرادی که اختلال جنسی دارند.<br />
<br />
 افرادی که کودک مانده اند و بلوغ آنها شکل نگرفته.<br />
<br />
 افرادی که عواطف و احساسات خود را بیان نمی کنند.<br />
<br />
 افرادی که از روابط قبلی هنوز التیام نیافته اند.<br />
<br />
 افرادی که خانواده آزار دهنده دارند و نمی توانند در برابر آزار آنها از همسر خود دفاع کنند.<br />
<br />
 افرادی که اختلال شخصیت دارند.<br />
<br />
 <br />
<br />
روابطی که مناسب ازدواج نیست<br />
<br />
 رابطه ای که شما بیشتر عشق می ورزید.<br />
<br />
 رابطه ای که شما کمتر عشق می ورزید.<br />
<br />
 رابطه ای که در آن احساس می کنید فرد مقابل نیاز به تغییر دارد.<br />
<br />
 رابطه ای که در آن می خواهید دیگری را نجات دهید.<br />
<br />
 رابطه ای که در آن به همسر آینده خود به چشم یک الگو یا آموزگار نگاه می کنید.<br />
<br />
 رابطه ای که به دلیل چند ویزگی خاص ایجاد شود و تداوم یابد.<br />
<br />
 رابطه ای که به دلیل یک تفاهم خاص ایجاد شود و تداوم یابد.<br />
<br />
 رابطه ای که به دلیل لجاجت و سرکشی از خانواده ایجاد شود و تداوم یابد.<br />
<br />
 رابطه با کسی که در تضاد کامل با معشوق یا نامزد قبلی باشد.<br />
<br />
 رابطه با فردی که با یک نفر دیگر است.<br />
<br />
 <br />
<br />
ملاک ها و معیارهای ازدواج موفق<br />
<br />
 قبل از ازدواج هر دو نفر باید مستقل و پخته باشند.<br />
<br />
 هر دونفر به همان اندازه که دیگری را دوست دارند, خودشان را هم دوست داشته باشند.<br />
<br />
 هر دو نفر بتوانند همانگونه که از با هم بودن لذت می برند از تنها بودن نیز لذت ببرند.<br />
<br />
 هر دو نفر در شغل و حرفه خود ثبات داشته باشند.<br />
<br />
 هر دو نفر خود آگاه باشند و خود را بشناسند.<br />
<br />
 هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته ای خود را قاطعانه بیان کنند.<br />
<br />
 هر دو نفر سعی کنند خود خواه نباشند و خواسته های دیگری را برآورده کنند.<br />
</font></b></div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum352.html">مطالب مفید</category>
			<dc:creator>mojtabak62</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2370.html</guid>
		</item>
		<item>
			<title>منع تغذیه......؟</title>
			<link>http://olumpezeshki.ir/forum/thread2369.html</link>
			<pubDate>Mon, 21 May 2012 04:11:56 GMT</pubDate>
			<description>سلام 
من تازه واردم میشه در مورد منبع درس تغذیه سال 91-92 راهنماییم کنید؟ 
کتاب؟ 
جزوه سنا؟</description>
			<content:encoded><![CDATA[<div>سلام<br />
من تازه واردم میشه در مورد منبع درس تغذیه سال 91-92 راهنماییم کنید؟<br />
کتاب؟<br />
جزوه سنا؟</div>

 ]]></content:encoded>
			<category domain="http://olumpezeshki.ir/forum/forum62.html">آزمون ارشد علوم تغذیه</category>
			<dc:creator>یگانه</dc:creator>
			<guid isPermaLink="true">http://olumpezeshki.ir/forum/thread2369.html</guid>
		</item>
	</channel>
</rss>

